سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
619
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
بود و دعاهايش مستجاب مىشد و تعويذ و طلسم او اثر داشت . در فن رمل و نجوم نيز ماهر بود . « دايره مؤمن » كه خاك آن را با شتر از كربلاى معلا آوردهاند آرامگاه صدها سادات ، علما و فضلا و امراى ايران و عرب است و در آنجا مزارات تعداد زيادى از علماى بزرگ هنوز باقى است . مولانا برادرى به نام مير شاه على داشت و از پسرش مجد الدّين كه شرح حالش گذشت فرزندانى در حيدرآباد هستند . تصانيف او عبارتند از : ديباچهء كثير الميامن و رساله مقداريه ، مشتمل بر اوزان شرعى و طبى و تفاصيل و آرا و مباحث دربارهء اصطلاحات مسافتها نوشته شده است با ديدن اين كتاب وسعت نظر و بصيرت فقهى علامه ثابت مىشود . نسخهء اصلى اين كتاب در كتابخانهء نواب سالار جنگ موجود است ، مهر سلطان محمد قطب شاه هم بر روى آن زده شده است : « بندهء شاه نجف سلطان محمد قطب شاه 1020 ه ق » ؛ كتاب رجعت كه در معرفى آن عبد الجبار خان شرحى نوشته است : « وى در حديث و ادب اجازه را از مولانا سيد على ملقب به نور الدّين الموسوى شوشترى دريافت كرده و تصنيف وى كتاب رجعت است . » نسخهاى از آن در كتابخانهء سالار جنگ موجود و سال تأليف 1069 ه ق در مكه بوده است . بنابراين به نظر من ممكن است اين تأليف مربوط به علامه محمد مؤمن ديگرى بوده باشد كه شايد استاد مجلسى بوده است . مير محمد مؤمن عرشى 1001 ه ق / 1592 م 1091 ه ق / 1680 م مير محمد مؤمن فرزند كوچكتر مير عبد اللّه وصفى مشكين رقم و برادر محمد صالح كشفى بود و در اكثر علوم مهارت كامل داشت . از جمله در شعر و نويسندگى مشهور بود و حرفهء كتابدارى را برگزيد و مدتى استاد سليمان شكوه پسر داراشكوه بود و سپس عزلت اختيار كرد و هر دو به حلقهء تصوف پناه بردند . ملا محمد صالح كنبوه دربارهء او و برادرش مىنويسد : « محمد صالح در فارسى « كشفى » و در هندى « سبحان » و ميرمؤمن « عرشى » تخلص مىكردند . چون هر دو را با نغمهء هندى گوشهء خاطرى است نغمهسرايان هند پيش شاه گوش مىگيرند و در دايره مجلس شاه چون دف حلقه در گوش مىكنند و چون دوستى اهل بيت را بيت